الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
120
الغدير ( فارسى )
نيست و دارقطنى مىگويد : متروك است . « 1 » ابن كثير پس از ذكر اين حديث مىنويسد : اين حديث ، جدا ضعيف و واقعا غريب است و تو گويى كه همگى خواب بودهاند و عبارت « وقتى كه از خواب بيدار شدم » را ابن مريم نقل نكرده است ، و خدا داناتر است . آخر من در شگفتم كه اين شير درنده با بشارت بهشت به معاويه چه تناسبى دارد ؟ و نسبت اين رسالت با رسالت پيامبر معصومى كه هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد ، چيست ؟ در حالى كه پيامبر به معاويه مژدهء آتش داده و او را نفرين فرموده است . همچنين هيچ تناسبى نيست بين رسالت اين شير با آنهمه احاديث صحيحى كه از امام معصوم امير مؤمنان عليه السّلام و از صحابهء عادل نقل شده يا رواياتى كه در خصوص معاويهء جنايتكار از طريق اصحاب عادل به ما رسيده و ما آنها را در جلد دهم الغدير آورديم . باز بايد گفت چه نسبت بين پيام اين شير با آنچه در قرآن كريم آمده ، چنان كه خدا به هرگنهكارى كه بنياد گناهى را بگذارد و خطايش او را دربر گيرد و از حدود اسلام تجاوز كند ، وعدهء عذاب داده و فرموده است : هركس از حدود خدا تجاوز كند ، از ستمگران است و باز فرموده است : نيكى با بدى و نكوكارى با تبهكارى برابر نيست . همچنين چقدر تفاوت هست بين رسالت آن شير و آنچه پيامبر اسلام دربارهء جنايات و تبهكاريها فرموده است و معاويه همهء آنها را مرتكب شده و صفحه تاريخ را سياه كرده است . پس چه چيزى را رسالت اين شير - بويژه با آن كيفيتى كه در كليسا روى داده ، آن هم پس از رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و آله - مىتواند براى معاويه ثابت كند . پس از آنهمه اخبار راستينى كه در كتاب عزيز الهى و سنت شريف پيامبر آمده است و پس از آنهمه بشارتها كه در كتاب و سنت دربارهء اهل صلاح و رستگارى آمده ، ديگر براى معاويه چه حجّتى مىتواند باشد ؟
--> ( 1 ) . تهذيب التهذيب : 12 / 29 .